جمعه , ۲۹ دی ۱۳۹۶
خانه / حضرت علامه حسن زاده آملی / حکایات،کلمات،نکات / شرف الشمس _ حضرت علامه حسن زاده آملی

شرف الشمس _ حضرت علامه حسن زاده آملی

 

 

چون شمس در هر دوره به حرکت خاصه خود به نوزدهم حمل رسد، و آن در هر سال شمسى مطابق نوزدهم فروردین ماه شمسى خواهد بود، در آن یک شبانه روز، حروف عالیات شرف‏ شمس را که هفت و سیزده اند، بر نگین‏ انگشترى حک کنند. و چنان انگشترى مزین به شرف شمس را در نزد خواص شرقى خاص است. نکته ۹۷۷ هزار و یک نکته مطبوع، به رسم و وصف و شرف شمس اختصاص یافته است بدانجا رجوع شود.(دروس هیئت و دیگر رشته‏هاى ریاضى، ج‏۱، ص: ۷۲)

شرف‏ شمس در نوزده درجه حمل است و این حروف عالیات را که هفت و سیزده‏اند و به همین اسم شریف شرف‏ شمس شهرت دارد برنگین انگشترى نقش کنند. و در شرح و خواص‏ آن به نظم و نثر بیاناتى دارند صورت آن این است محمود دهدار عیانى در چند جاى مفاتیح المغالیق که أم الکتاب کتب او در اسرار حروف است آن را شرح فرموده است. و بعضى از پیشینیان رساله‏اى جداگانه در شرح آن نوشته است که آخرین رساله کتاب «اربعه کتب اسماعیلیه» است و همگى آن را اسم اعظم دانسته‏اند و خاتم آن را که اولین کلمه است خاتم سلیمانى گفته‏اند و آن را به عوالم خمسه که حضرت خمس در اصطلاح عارفانست تفسیر فرموده‏اند. و باز عیانى را در مفاتیح بیان اسرارى در شرح این کلماتست.

 و در صفحه ۹۲ و ۹۳ و ۲۲۲ و ۲۲۳ حظ و لذ در تأثیر آن از جفر خابیه امام صادق از امیر المؤمنین علیهما السلام امورى را برشمرد و انتساب آنها را به تورات و انجیل و قرآن ذکر نمود.

در دیوان منسوب به امیر علیه السلام که فرمود: ثلاث عصى صفقت بعد خاتم، على رأسها مثل السنان المقوم- الى آخر الابیات در بیان این اسم اعظم، شرف شمس است نائینى در گوهر شب چراغ گفته است (ص ۱۸۴): این اشعار از ابن عباس است که بمولى علیه السلام نسبت داده شد. راقم گوید این ابیات در دو قصیده صغراى و کبراى منبع اصول حکمت بونى (متوفى ۶۲۲ ه) آمده است مطلع صغرى این است: بدأت ببسم الله روحى به اهتدت الخ (ص ۹۵- ۹۷ ط مصر)، و مطلع کبرى این: بدأت ببسم الله ربى و مالکى، مطالع اسرارى بسرى اعلنت الخ (ص ۳۸۳- ۱۹۵) و آنرا شرح کرده است و نیز بونى در همین کتاب و کتاب شمس معارف کبرى جداول اوفاقى بسیار در خواص آن آورده است که ضحکه للمغفل و عبره للمحصل.

کلام فاضل میبدى نیز در شرح دیوان یاد شده در بیان اشعار مذکور مفید است.

و در متن یک نسخه از دیوان خطى منسوب به امیر علیه- السلام که در تملک راقم است مکتوبست که: ذکرم الامام ابو على الطبرسى ان الرئیس ابا البدر کتب له هذه الاشکال (یعنى همین اسم اعظم شرف شمس) و ذکر انه سمع من الثقه ان على بن ابى طالب وجدها على صخره منقوشه فأخبر انها اسم الله الاعظم و فسرها بهذه الابیات: ثلاث عصى الى آخر الابیات.

این ابو البدر رئیس در مجلد هفتم ریحانه الادب تالیف مرحوم مدرس تبریزى مذکور است (ص ۲۳ ط ۲) و مدرس نیز در پیرامون این اسم اعظم بتفصیل بحث و از ریاض العلماء نقل کرده است.

در وصف و تعریف و تأثیر آن بفارسى گفته شده است که:

اولى خاتمى همى باید

 

که بود پنج گوشه آن خاتم‏

لیک شرط نوشتنش این است‏

 

که نراند بر آن دوباره قلم‏

بنویسد عقیب آن سه الف‏

 

که صد و یازده بود برقم‏

بر سر هر سه چون سنان مدى‏

 

بکشد آنچنان که نبود خم‏

بعد از آن میم بید مى‏باشد

 

که بود کور و چشم او بر هم‏

پس بود نردبان سه پایه‏

 

که نباشد از آن زیاد و نه کم‏

بعد از آن چار الف بود همسر

 

چو انامل ستاده پهلوى هم‏

هست آنگاه‏ها و پس واوى‏

 

که بود کج به هیأت محجم‏

سیزده حرف باشد اینصورت‏

 

هر یکى در صفا چو باغ ارم‏

چار حرف وى است از تورات‏

 

چار ز انجیل عیسى مریم‏

پنج حرف دگر ز قرآنست‏

 

اسم اعظم همین بود فافهم‏

اى تویى حامل چنین اسما

 

ایمنى از همه بلا و سقم‏

نگزد مار و عقربت هرگز

 

نشوى تا تویى غمین و دژم‏

از وبا و علل تو آزادى‏

 

و ز تب و درد و جملگى الم‏

 هزار و یک نکته،نکته ۹۷۷ ص: ۷۹۷

سمت خدا

همچنین ببینید

طب در بیان حضرت علامه حسن زاده آملی

   علم پزشکی از بین رفته بود، بقراط آن را یافت. مرده بود، جالینوس زنده …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *