سه شنبه , ۲۱ آذر ۱۳۹۶
خانه / حضرت استاد صمدی آملی / زندگینامه / نیم نگاهی بر زندگی نامه استاد صمدی آملی _ قسمت چهارم

نیم نگاهی بر زندگی نامه استاد صمدی آملی _ قسمت چهارم

زندگی نامه استاد صمدی آملی حفظه الله تعالی

{xtypo_button2}دریافت زندگی نامه حضرت آیت الله صمدی آملی{/xtypo_button2}

اشراف علامه بر استاد صمدی آملی

حال که سخن از عرفان عملی و خضر راه به میان آمد بهتر است در مورد خضر راه استاد صمدی آملی سخن به میان آوریم و رابطه این استاد و شاگرد را به طور اجمالی از نظر بگذرانیم.

حضرت علامه حسن زاده آملی یگانه  ای هستند شرح وصف او از قلم ناتوان این حقیر فقیر سر تا به پا تقصیر ساخته نیست. سخن از حضرت علامه شد و قلم به تحیر افتاد تا چه نویسد. بهتر است هیچ ننویسد و تنها ناقل باشد.

حضرت استاد صمدی آملی در یکی از جلسات معرفت نفس میفرمودند: اگر ما دست از پا خطا کنیم و در جلسات درس بخواهیم مطلبی بگوییم یا کاری کنیم که مطابق هوای نفس ما باشد و برای خودمان باشد حضرت علامه گوش ما را میکشند.

ایشان در جلسه ۱۴۷ معرفت نفس میفرمایند: آقا (علامه حسن زاده آملی ) شبانه روز ، بنده را چک میکنند. من مطلقا در شبانه روز در دید و منظر هستم. یک قدم اگر اشتباه برداریم می سوزیم.ظاهر و باطن و گذشته و آینده من معلوم است….

ایشان در جلسه ۱۸۴ معرفت نفس میفرمایند : الحمدلله که نه نان داریم و نه روغن و نه دندان. آقا (حضرت علامه ) همه را از ما گرفتند.

 آری تربیت اولیا الهی اینکونه است که شاگردانشان را با دیده تیز بین خویش زیر نظر دارند تا ان ها را شجره طوبی نمایند که اصلها ثابت و فرعها فی السماء. و این مساله عجیبی نیست. در سیره اولیاء الهی مانند آیت الله قاضی و علامه طباطبایی و ملاحسینقلی همدانی و میرزا جواد آقا ملکی تبریزی و دیگر حضرات به وفور از این مسائل وجود داشته است.

یا رب تو آن جوان دلاور نگاه دار

کز تیر آه گوشه نشینان حذر نکرد

اعتماد علامه حسن زاده آملی به استاد

حضرت علامه حسن زاده آملی در مقدمه کتاب عرشی مآثر آثار استاد صمدی آملی میفرمایند: ((…انجاز چنین اثر قیم از مثل ایشان متوقع است که سالیانی درمحاضر درس و بحثم به دقت نظر و حسن رویّت و تحلّییه منقبتین علم و عمل اواعتماد دارم . و به حمد لله ـ تعالی شانه ـ خود اکنون عهده دار تعلیم و تدریس و افاضه ی معارف به نفوس مستعده است))

آری استاد الهی ما از نظر علم و عمل مورد اعتماد حضرت علامه کبیر حسن زاده آملی هستند و این اعتماد حاصل سالیانی دراز اشراف حضرت علامه می باشد.استاد سالیان درازی قبل از حضور به محضر حضرت علامه تحت نظر ایشان بودند و سالیان طولانی شاگردی ظاهری خویش هم به شهادت خود حضرت علامه توانستند اعتماد حضرت علامه را جلب نمایند.

تشویق جوانان به شرکت در جلسات استاد

حضرت علامه بارها و بارها جوانان مشتاق کمالات را به این شاگرد مورد اعتمادشان ارجاع داده اند و ان ها را توصیه نمودند که دست از دامان ایشان برندارند:

علامه حسن زاده آملی:(( الانه که یه بزرگواری زحمت کشیده ای -تحصیل کرده ای-حرف شنیده ای-خون دل خورده ای-زبان فهمی به نام جناب آقای صمدی پیدا شد در میان شما ،خودش را وقف شما کرد،عزیزان من قدر بدانید شهد الله))

منبع:سخنرانی ضبط شده علامه حسن زاده-دی وی دی سخنرانی های ایشان.بخش بیانات

آری می باید خود را وقف تحصیل و تعلیم نمود و روحانی واقعی می باید اینگونه باشد. استاد نیز فرموده اند من خود را بعد از جبهه وقف این مردم نموده ام که استاد عظیم الشانشان هم به این مساله تصریح نموده اند تا صحت عهد شاگرد را تایید نمایند.

علامه حسن زاده آملی: ((مسجد و حسینه کلاس اکابره. منبر کلاس اکابره.الحمدلله رب العالمین.والله خیلی از عزیزم حضرت آقای صمدی {متشکرم}.چقدر تقدیر کنم که کلاس های خوبی تشکیل دادند.الهی شکر. موفق باشید. شما ها بروید از محضرشون استفاده کنید ان شا الله تعالی.خداوند ایشان را ،امثالشان را،همه روحیانیان را موفق و موید بدارد برای احیای نفوس مردم.الم یاتکم فیها نذیر))

منبع:سخنرانی ضبط شده علامه حسن زاده-دی وی دی سخنرانی های ایشان-بخش بیانات(شماره تراک:۳۵۹)

علامه حسن زاده آملی: ((این عزیز ما قابل است.جناب حجت الاسلام صمدی عزیز.قابل است که مربی باشه.بذر افشانی کنه.امام امیر المومنین تعبیری دارد به شاگرد کاملش کمیل.در آنجا بیانی دارد.اگر آن حرف را توسعه بدهیم به این میرسیم که علما برزگرند.کشاورزند.بذرشان معارفه.حقایق قرآنه.آیاته.اخباره.مزرعشان جانهای مستعد است.دلهای من و شماست.و این بزرگوار شایستگی دارد که در مزرعه دل های مستعد الحمدلله بذر افشانی کند.خیر ببینید.از محضرشون استفاده کنید.ایشون هم انسان الهی اند الحمدلله رب العالمین.الحمدلله رب العالمین.مایه مباهات ماست.افتخار میکنیم.حرف بشنوید.خیر شما را میخوان.سعادت شما را مسالت میکنند.کارمان عزیزان بذر افشانی است.حالا این روحانی بزرگوار جلیل القدر خودش را به خوبی وقف این مردم کرد.خداوند بر توفیقاتش بیفزاید ان شا الله تعالی.الحمدلله.الحمدلله.ذلک فضل الله یوتیه من یشاء. تا کور شود هر آنکه نتواند دید.خداوند به شما توفیق کسب معارف بیش از پیش عطا بفرماید.ان شا الله تعالی…ما کمال تقدیر و تشکر را از عزیز خودمون،دانشمند عزیزمون،که در پی انسان سازی است (داریم)الحمدلله.کار آخوند همینه…الحمدلله که ایشون موفقند و مویدند و الحمدلله که شما مستعدید.))

منبع:سخنرانی های ضبط شده حضرت علامه.دی وی سخنرانی های ایشان.بخش بیانات(شماره تراک:۳۵۶)

و از این دست مطالب بسیار است که این مقاله را مجال بیان همه آن ها نیست.

تسبیح و خرقه لذت مستی نبخشدت

همت در این عمل طلب از می فروش کن

پیران سخن ز تجربه گویند گفتمت

هان ای پسر که پیر شوی پند گوش کن

یکی بودن سیره استاد و شاگرد در پرورش نفوس

استاد صمدی املی سیره ای را در پیش گرفتند که همان سیره استادشان حضرت علامه حسن زاده املی است. حضرت علامه سالیان درازی برای مردم منبر میرفتند و این منبر ها را از حالت عمومی و سرگردان به صورت کلاس درس و منسجم در اوردند و به تربیت نفوس مستعد پرداختند . حضرت استاد هم با تاسی به این استاد عظیم الشان همین روش را در پیش گرفتند و چه بسا در بعضی زمینه ها موفق تر عمل نموده اند زیرا شرایط برایشان فراهم تر از زمان حضرت علامه بود و ایشان در عصری شروع به تبلیغ نمودند که مسیر به توسط بزرگان عرفان مانند علامه حسن زاده ها و علامه طباطبای ها و ایت الله قاضی ها و … محیی شده بود.

در مکتب حقایق پیش ادیب عشق 

هان ای پسر بکوش که روزی پدر شوی 

علامه حسن زاده آملی :((چقدر این جلسه ما روحانیه.من گزاف عرض نمیکنم.خیلی خوشحالم.شاداب.شادان.خیلی روحانی.خیلی جوانان خوب.عزیزان خوب.فرزندان خوب.خیلی خوب. الهی شکر.خوب آقا.جناب آقای صمدی، خیر ببینی ان شا الله.آفرین.الحمدلله رب العالمین.بنده هم در حدود ۲۵ سال در آمل همین برنامه آقا(صمدی ) را داشتم.هر وقت حوزه ما تهران ،قم، تعطیل میشد می آمدم آمل.محرم ها.ماه رمضان ها.تابستان ها،آمل بودم.سه تا جلسه درس و بحث و گفت و شنید و اینا بود. خیلی تور انداختیم.خیلی هم ناز نفوس مستعده را هم میکشیدیم.ضرر نکردیم. اما الحمدلله مثل اینکه حضرت آقای صمدی موفق تر از بنده هستند.الحمدلله تعالی.الهی شکر.ما حسودیمون نمیشه.شکر میکنیم خدا را.چه بسیار خوب.الحمدلله رب العالمین.خیر ببینید.خیلی مرا خوشحال فرمودید.شما را میبینم بسیار روحیه گرفتم.انبساطی به من دست داد.بله.الهی شکر…  این ها (خاکی ها)شما را نمیبینند؟این شیران الهی را،این اولیا الله را،این مالک اشتر ها را،این مظاهر حضرت صدیقه طاهره را،این مظاهر حضرت زینب کبری را،چه میگویند (این خاکی ها)…))

منبع:سخنرانی های ضبط شده حضرت علامه.دی وی سخنرانی های ایشان.بخش بیانات(شماره تراک:۳۵۰)

آرمیده بودن دل علامه کبیر به استاد

اری تربیت نفوس و پرورش افراد امری است بسیار خطیر که اولیاء الهی این اجازه را به هر شاگری نمیدهند مگر آنکه ان شاگرد را سالیانی زیر ذره بین قراردهند و او را در دو جبهه علم و عمل خوب بیازمایند و دلشان به او بحق آرمیده شود. ورنه این راه راهی نیست که هر بی سر و پایی را بدان مجال حضورباشد.

علامه حسن زاده املی : ((این عزیز(استاد صمدی)از روحانیون واقعی ما هستند….انسان بزرگوار.روحانی شریف.از مدرسین حوزه.پاک.پاکیزه.خوب.خوش.جناب حجت الاسلام حاجی آقای صمدی…دلمون به این بزرگوار آرمیده.به حقیقت عرض میکنیم…))

منبع:سخنرانی ضبط شده علامه حسن زاده-دی وی دی سخنرانی های ایشان(تراک۳۶۰)

علت کم بودن اولیا الله در متن اجتماع

 هر کسی نمیتواند به این جایگاه برسد و متاسفانه تعداد این بزرگ مردان الهی در همه برهه های زمانی اندک بوده و خواهد بود. راز قلت این افراد در چیست؟ به راستی چرا نباید این مردان الهی به وفور یافت شوند و دستگیر مردم درمانده گردند؟ پاسخ این سوال را میباید از حضرت علامه حسن زاده آملی جویا شد.

حجت الاسلام و المسلمین یوسف پور(امام جمعه موقت ساری)در مجلس ترحیم مادر استاد صمدی آملی بیاناتی ایراد نمودند که پاسخ سوال ما را در بر دارد

جناب یوسف پور : ((مجلس شریف و بزرگ با حضور شما سالکان شریعت و طریقت .با شما عاشقان و دلدادگان مکتب ولایت که همه و همه در این راستا مدیون حضرت استاد حجت الاسلام و المسلمین صمدی آملی و در نتیجه هم مدیون مادر بزرگوار و گرامی هستیم. بنده خود را کوچکتر از ان میدانم  که در این محضر شریف که همه اشنا هستید از حضرت استاد صمدی چیزی بگویم و معرف ایشان باشم.خیلی کوچکتر از آنم.

در یک ملاقاتی که در محضر حضرت اقا (علامه حسن زاده)  داشتم. ایشان سوال از کلاس ها و جلسات حضرت استاد صمدی آملی داشتند عرض کردم که بسیار بسیار خوب است و مورد استقبال بسیار گرم جوانان عزیز واقع شده است منتهی حیف است که ایشان تک اند. و تنهایند و کم اند.

جناب علامه حسن زاده آملی فرمودند: کم است چون جان به لب می آید تا کسی به این جایگاه برسد.جان به لب می آید تا کسی چون صمدی آملی شود…))

۲۸/۱۰/۱۳۸۱مجلس ختم مادر حضرت استاد صمدی آملی. منبع:دی وی دی شماره پنج از آثار استاد بخش ارتحال

 آری این جور افراد کم اند اما هستند و تشنگان را از معارف ناب الهی سیراب میکنند و نباید نا امید بود. از تو حرکت و از خدا برکت. همیشه در گوشه و کنار افرادی هستند که از طالبان کمال دستگیری نمایند.

ناامیدم مکن از سابقه لطف ازل

تو پس پرده چه دانی که که خوب است و که زشت

دل سوزی استاد برای وضع اجتماع

روحانیون حقیقی دلسوز ترین اقشار به حال اجتماع هستند و خودشان را وقف اصلاح مفاسد اجتماع میکنند. استاد صمدی آملی عزیزی رنج دیده و خون دل خورده است که دلی پر از خون و دهانی پر از آه از دست این اجتماع روزیشان شده است.

ایشان میفرمایند:((انحراف یک دختر جوان بیشتر از شهید شدن شهدا دل انسان را می سوزاند. فسادهای اجتماعی، دل جبهه دیده ها را پاره پاره کرده است. این وضعیت باید به نحوی حل شود. مسئولین بنشینند و تصمیم هایی اتخاذ کنند. گفتند: « ضرورت ندارد دخترها چادر سر کنند، مانتو هم حجاب است!» حالا هم کم کم تمام موهای سر دختران ظاهر شده است.

قتلگاهی برای دختران درست شده است. روز به روز انحرافات بیشتر می شود. این ها کی قرار است حل شود؟ با دست خودمان داریم دخترها را زنده به گور می کنیم، این گور، گور فساد است و بدتر از زنده به گور کردن نوزادان دختر در زمان جاهلیت است. تا کی، کار امروز باید به فردا موکول شود؟ بهترین سرمایه ی عمر یک پدر و مادر، دختر و پسر اوست، این سرمایه دارد از بین می رود. 

بسیجیان، سپاهی ها و خانواده های شهدا! من و شما نباید آلوده بشویم. حفظ حریم دین خدا وظیفه ی ماست. این مهم ترین خدمتی است که ما می توانیم در حق این کشور و نظام انجام دهیم. در مسیر دین خدا باشید و پاک زندگی کنید! حق نداریم بگوییم دیگران گمراه شده اند، پس ما هم گمراه بشویم. مدافع انقلاب باشید و در میدان های مختلف حاضر باشید.)) 

منبع :رصد دلتنگی ها ص ۳۹ 

آه از آن جور و تطاول که در این دامگه است 

آه از آن سوز و نیازی که در آن محفل بود 

تعبد و توصیه  استاد به ظواهر دین 

استاد صمدی آملی عارفی اهل باطن است که هیچ گاه از ظاهر غفلت نورزیده و در توصیه به جویندگان کمال میفرمایند (( شعائر اسلامی را حفظ کنند. خانم های گرامی با پوشش و حجاب قرانی که همان چادر است باشند و با اجازه شوهر از منزل بیرون روند و در اجتماع و درس ها حاضر شوند و آقایان هم با چهره اسلامی به خصوص محاسن و با مراعات حد اقل دستور شرعی باشند که به چهره پیغمبر و آل طاهرینش باشند که ظاهر و باطن خود را مطابق ظاهر و باطن  دین خدای تعالی قرار دهند و بدانند که : دین خدا ناموس خداست و حرمت ناموس الهی را نگهدار باشند… ))منبع:حامل اسرار 

آری. راه این بزرگمرد و سلسله اساتیدشان از درویشان و صوفی مسلکان ناصاف جداست. این بزرگمردان در عین التزام به ظاهر دین مبین اسلام از باطن نیز غفلت نمی ورزند و ظاهر را نردبان باطن قرار میدهند.

از رسوم شرع و حکمت با هزاران اختلاف

نکته‌ای هرگز نشد فوت از دل دانای تو

تعبد و توصیه  استاد به ظواهر دین

استاد صمدی آملی عارفی اهل باطن است که هیچ گاه از ظاهر غفلت نورزیده و در توصیه به جویندگان کمال میفرمایند (( شعائر اسلامی را حفظ کنند. خانم های گرامی با پوشش و حجاب قرانی که همان چادر است باشند و با اجازه شوهر از منزل بیرون روند و در اجتماع و درس ها حاضر شوند و آقایان هم با چهره اسلامی به خصوص محاسن و با مراعات حد اقل دستور شرعی باشند که به چهره پیغمبر و آل طاهرینش باشند که ظاهر و باطن خود را مطابق ظاهر و باطن  دین خدای تعالی قرار دهند و بدانند که : دین خدا ناموس خداست و حرمت ناموس الهی را نگهدار باشند… ))منبع:حامل اسرار

آری. راه این بزرگمرد و سلسله اساتیدشان از درویشان و صوفی مسلکان ناصاف جداست. این بزرگمردان در عین التزام به ظاهر دین مبین اسلام از باطن نیز غفلت نمی ورزند و ظاهر را نردبان باطن قرار میدهند.

از رسوم شرع و حکمت با هزاران اختلاف

نکته‌ای هرگز نشد فوت از دل دانای تو

سه اصل اساسی  انسان ساز

حضرت استاد صمدی آملی شخصیتی متعبد و متشرع است که سالکین الی الله را به سه اصل اساسی توصیه مینمایند. ایشان توصیه دائمیشان به سالکین کوی دوست این است که (( عزیزان ! ۱- انجام واجبات ۲- ترک محرمات ۳- کسب حلال . را هرگز فراموش نکنید و در همه امور راه اعتدال و پرهیز از افراط و تفریط را در پیش بگیرید و با اخلاق اسلامی و سعه صدر باشید تا طی طریق نمایید. )) منبع:حامل اسرار

توحید و ولایت

 و آیا راه رسیدن به باطن دین جز از راه ولایت محقق خواهد شد؟ توصیه و تاکید همیشگی حضرتشان بر توحید و ولایت است و این دو اصل را برای رسیدن به کمالات لایق انسانی کافی و وافی و لازم و واجب میدانند. میفرمایند تمام حرف زیر سر همین دو کلمه است. ۱- توحید ۲- ولایت

و ولایتی جز ولایت علی و اولاد معصومش آیا ولایت است؟

گفتند به خورشید که من چشمه نورم

دانند بزرگان که سزاوار سها نیست

ایشان در جای جای آثارشان از جمله شرح دفتر دل در صفحه ۴۸۳ به بعد میفرمایند که ولایت مطلقه تنها از آن علی اعلی عالی است و پس از او به فرزندان معصومش رسیده است و خاتم ولایت مطلقه حضرت بقیت الله الاعظم میباشند .

ایشان معتقدند که ولایت مساوق با توحید است. یعنی ولایت همانند توحید در تارو پود عالم سریان دارد. و عالم همه از کانال ولایت مرزوق حق متعال می باشد. توحید و ولایت را می باید به ظرافت خاصی از دیدگاه عرفانی بررسی نمود که اینجا مجاال بحثش نیست.

تولی و تبری در سیره و اعتقاد استاد

حضرت استاد راه رسیدن به مقامات عالیه را توسل و تمسک به دامان این انوار الهی میدانند و تولی و تبری را وجه تمایز بین مومن و غیر مومن میدانند.

دعاهای توسل و زیارات عاشورای ایشان در جبهه های حق علیه باطل و همچنین بعد از جبهه ها تاکنون،  بسیار شنیدنی و شیرین است. ده ها جلسه صوتی ضبط شده از این جلسات در دسترس عموم قرار دارد که الحق و الانصاف تار و پود انسان را متحول و منقلب میکند.

اشک های استاد در غم و سوگواری سید الشهدا و محرم ها و سخنرانی ها و منبر های ایشان خاطرات بسیار شیرینی را برای دوست دارانشان زنده مینماید.ایشان دلسوخته ای هستند که خود را خادم و غلام درگاه علی و اولاد او میدانند و عمری با دشمنانش در جبهه ها و بعد جبهه ها جنگیدند و تبری را عملا به جهانیان نشان دادند و سیره ایشان در جبهه ها برای اثبات این مطلب کافی و وافی است و نیازی به نقل قول از مطالب بسیار فراوان ایشان نیست.

 اخلاق استاد

حضرت استاد صمدی آملی از نظر اخلاقی بسیار انسان متواضع و خاکی و کم حرف و کتمومی هستند. اگر در مجالس سخنرانی ایشان حاضر شوید میبینید که وقتی وارد مجلس میشوند در همان دم در مینشینند و از رفتن به بالای مجلس خود داری میکنند. قبل از رفتن به منبر از روحانیون حاضر میخواهند که این کار را بر عهده بگیرند و اگر کسی این امر را متقبل نشد ایشان با کمال فروتنی به بالای منبر میروند اما عمدتا بیش از سه پله بالا نمیروند و بر روی پله سوم مینشینند.

ایشان به سوالاتی که از ایشان میشود با دقت گوش فرا میدهند و به تناسب مخاطب پاسخی شایسته ارائه میکنند. ایشان سالکی مناجاتی است که در عین حالی که در قبض است از مزاح و خوش مشربی غافل نمیشود.

شخصیت ایشان به نحوی است که خود را مانند پایین ترین فرد اجتماع فرض میکنند و از کارهای ممدوحی که برای بسیاری از آقایان نا مناسب تلقی میشود ابایی ندارند. مثلا خود ایشان با دستان خودشان برای شهدای گمنام قبر حفر کردند و در مراحل ساخت بارگاه حضوری فعال داشتند و الخ

ادب استاد

از خصوصیتی که در حضرت ایشان نمود و جلوه ویژه ای دارد ادب ایشان می باشد. به حدی که حتی برای پرسیدن سوال علمی از اساتید حریم نگه می داشتند و به شاگردانشان هم همین توصیه را دارند.استاد در جلسه ۲۱۱ معرفت نفس میفرمودند:( گاهی با یک سوال از استاد ، شخص خودش را از بسیاری از فیض ها می اندازد.)

ایشان به ادب نسبت به اساتید بسیار بسیار تاکید میکنند. به حدی که میگویند هر سوال درسی را هم حق ندارید از استاد بپرسید.سوال نمودن شرایط دارد. زمان مناسب و مکان مناسب میطلبد. و گاهی سوالات ساده استاد را نسبت به شاگرد نا امید و سرد می کند. ایشان اساتیدشان را با احترام خاصی خطاب میکنند و همیشه در نزد اساتید دو زانو مینشینند و هیچ گاه در محضرشان به دیوار تکیه نمیدهند.

ایشان معتقدند که فهمیدن حرف اساتید و بزرگان امری است سخت. و رد نمودن بی تامل حرفشان خلاف ادب می باشد.بار ها و بارها فرموده اند که اگر حرفی از بزرگواری میشنوید سریع آن حرف را رد نکنید. ببینید حرف از دهن چه کسی خارج میشود.

ایشان همیشه سفارش میکنند که حریم بزرگان را حفظ کنید و برای امور سطحی مانند استخاره و چای خوردن یا امثال این امور مزاحم افراد عالم و دانشمند نشوید زیرا عمر این حضرات بسیار بسیار گرانقدر و با ارزش است که  اگر به توسط این امور متوسط گرفته شود جامعه ای را متضرر می نماید.

ایشان در جلسه ۲۳۵ معرفت نفس از باب مثال میفرمایند : (( به جای اینکه دسته راه بیندازید و بروید وجه ظاهری عالم را ببینید بروید به سراغ کتابهایشان. دیدن ظاهری حظ چشم است اما مطالعه و فهم کتاب حظ عقل. ان کجا و این کجا. آقای حسن زاده آمده به منزل شما. جسم موجود در ایرا، اقای حسن زاده نیست. نفرمایید که ما برویم آنجا. او امده اینجا در قالب این کتاب…))

ایشان با عمل خویش و همچنین با بیان خاطرات به شاگردانشان ادب را می آموزند.برای مثال در جلسه ۲۶۲ معرفت نفس خاطره ای را از یکی از اساتید نقل میفرمایند: (( خدمت یکی از اساتید حوزه رفتم. دیدم از ابتدا تا انتهای درس سرشان را پایین انداختند. بعد از درس خدمتشان رسیدم و عرض کردم که شرایط شرکت در درس شما چگونه است؟ ایشان فرمودند بنده سر را به پایین می اندازم. هر کس می خواهد بیاید و هر کس میخواهد برود.))

از خدا خواهیم توفیق ادب

بی ادب محروم شد از لطف رب

بی ادب تنها نه خود را داشت بد

بلکه آتش بر همه آفاق زد

سیر و سلوک عملی استاد

ایشان سالکی است دائم الجوع که عمدتا در حال روزه به سر میبرند.ایشان سالکی دائم الصمت اند که تا کسی با ایشان لب به سخن نگشاید یا موظف به سخن گفتن نگردند لب از لب وا نمیکنند.ایشان سالکی سحر خیزند که از سنین نوجوانی در سحر خیزی عزمی راسخ داشتند و دائما جوانان را به مغتنم شمردن این ساعات پر برکت سفارش میکنند.

 اصول سیر و سلوک انسانی را میتوان در کتاب وجودی ایشان به مطالعه نشست و چه گویم از وصف کمالات ایشان که قلم یارای بیان آن را الحق ندارد.

منبر و دهان روزه

استاد منبر های خویش را برای تاثیر گذاری بهتر و بیشتر با دهان روزه صحبت میفرمودند. این سیره و روشی است که از استادشان حضرت علامه حسن زاده آملی آموختند. در عرفان میفرمایند که حالات  استاد تاثیر مستقیمی در جان شاگردان دارد. شخصی که مطلبی را برای افرادی تدریس مینماید اگر خودش به آن مطلب عامل باشد آن اثری که میگذارد بسیار شدید تر از زمانی است که صرفا لقلقه زبان است. این مراقبت های دقیق موجب شدهاست که جوانان بسیاری در گوشه و کنار کشور شیفته حضرت استاد شوند و از معارف ایشان بهره مند گردند.

دل برگرفته بودم از ایام گل ولی

کاری بکرد همت پاکان روزه دار

 ماه  پنهان در پس خورشید

ایشان قسمت اعظم عمر گرانمایه خویش را صرف شرح و تفسیر آثار گرانقدر حضرت علامه حسن زاده آملی نموده اند تا این بزرگمرد بی نظیر را به جهانیان بشناسانند و همگان را از سفره علوم و معارف ایشان بهره مند نمایند.استاد ماهی است که خود را پشت خورشید حضرت علامه مستور نموده اند و جز از مولای خود حرفی نمیزنند و حتی آثار علمی خویش را در قالب شرح آثار استاد عظیم الشانشان به نفوس شیقه تقدیم میکنند. ایشان با پنهان نمودن خودشان در پس خورشید وجود حضرت علامه حسن زاده آملی ادب شاگردی را به بهترین نحو به جا می آورند و خودشان را ریزه خوار سفره معارف استادشان میدانند.

جامعیت استاد

 استاد صمدی آملی بزرگمردی است که در علوم بسیاری به درجه استادی رسیده اند و اثارشان گواه این حقیقت است. ایشان در زمینه های منطق و فلسفه و عرفان و هیئت و ریاضیات و طب و شعر و تفسیر و فقه و اصول و علوم غریبه و … آثار گرانقدری از خویش به یادگار گذاشته اند که کم نظیر است.

به گوشه  کوچکی از این آثار اشاره ای اجمالی مینماییم :

۱-      تدریس تمهید القواعد

۲-      تدریس نصاب الصبیان

۳-      تدریس کشف المراد

۴-      تدریس منظومه حاجی سبزواری

۵-      تدریس بدایت الحکمه

۶-      تدریس نهایت الحکمه

۷-      تدریس نفس شفا

۸-      تدریس اسفار

۹-      تدریس اشرات و تنبیهات

۱۰-   تدریس جواهر کلام

۱۱-   تدریس اصول فقه

۱۲-   تدریس دروس هیئت و نجوم

۱۳-   تدریس فصوص

۱۴-   تدریس لمعه

۱۵-   تدریس مباحث امامت و ولایت

۱۶-   تدریس مباحث سیر و سلوک عملی

۱۷-   تدریس مباحث منطق

۱۸-   تفسیر قران

۱۹-   تفسیر ادعیه

و  ده ها کتاب و موضوع دیگر

گوشه ای از شرح های استاد بر آثار حضرت علامه

به گوشه ای از این شرح ها به اجمال اشاره مینمایم:

۱-شرح دفتر دل

۲- شرح قصیده ینبوع الحیوت و ترجمه

۳-شرح رساله انسان در عرف عرفان

۴-شرح بسم الله الرحمن الرحیم

۵-شرح ( شرح فص حکمت عصمتیه فی کلمت فاطمیه )

۶-شرح نهج الولایه

۷-شرح ( انسان کامل از دیدگاه نهج البلاغه )

۸-شرح رساله رتق و فتق

۹-شرح رساله زبرجدیه

۱۰-شرح دوره کامل دروس معرفت نفس

۱۱-شرح گنجینه گوهر روان که ادامه دارد.

۱۲-شرح گوشه ای از رساله لقا الله

۱۳-شرح عیون و سرح عیون مسائل نفس

۱۴-شرح مراتب طهارت

۱۵-پیرامون حضور و مراقبت

۱۶-شرح رساله نور علی نور که ناقص است

۱۷-پیرامون انسان و قران

۱۸-شرح رساله قران و عرفان و برهان از هم جدایی ندارند

۱۹-شرح رساله صد کلمه در معرفت نفس

و…

((از باب تبرک به عدد ۱۹ تنها در نوزده شماره این آثار تنظیم شده است که عزیزان خواننده خودشان از تعداد اصلی این آثار باخبرند و میدانند این ها گوشه کوچکی از آثار ایشان می باشد. عزیزان میتوانند به دی وی دی های ضبط شده از سخنرانیهای ایشان مراجعه کنند و لیست بلند بالا و تعداد جلسات را از آن جا جویا شوند.))

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *