جمعه , ۳ آذر ۱۳۹۶
خانه / اوقات نماز / افضل اوقات نماز

افضل اوقات نماز

افضل اوقات نمازدر دین مبین اسلام به اول وقت گذاردن نماز تاکید شده است، اینکه چرا باید نماز را در اوقات معینی بجا آورد و چرا نماز در بعضی اوقات فضیلت بیشتری دارد؟ چند پاسخ می‌توان داد که به شرح زیر می باشد :

پاسخ اول :
از امام حسن علیه‌السلام  روایت شده است که فرمود «عده‌ای از یهود نزد پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم آمدند و داناترین آنها درباره مسائلی از آن حضرت پرسش کرد؛ یکی از پرسش‌ها این بود که گفت «بفرمایید تا بدانم به چه دلیل خداوند عزوجل، این نمازهای پنج‌گانه را در طول شبانه روز در پنج نوبت بر امت تو مقرر فرمود؟»، پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم فرمود «خورشید را در هنگام زوال، حلقه‌ای است که به آن داخل‌می شود (۱) و در

این هنگام، هر چه در میان عرش (آسمان) و زمین است به تسبیح و تحمید پروردگارم زبان می‌گشاید و این همان ساعتی است که پروردگارم صلوات و رحمت و برکات خود را بر من نازل می‌فرماید و در این موقع بر من و امتم نماز ظهر را واجب کرده و فرموده است «أقم الصلوه لدلوک الشمس الی غَسق اللیل» (۲) و این ساعتی است که در روز قیامت جهنم را در صحرای محشر می‌آورند، پس هیچ مؤمنی نیست که آن ساعت به نماز ایستاده باشد، مگر آنکه خداوند بدنش را بر آتش حرام سازد.
اما نماز عصر، همان ساعتی است که حضرت آدم علیه‌السلام در آن وقت از شجره ممنوعه تناول کرد و خداوند عز و جل او را از بهشت بیرون راند، پس خداوند فرزندان و ذریه او را به خواندن این نماز (عصر) تا روز قیامت امر و آن را برای امت من اختیار فرمود و این نماز از محبوب‌ترین نمازها نزد خداوند است و مرا به محافظت آن از میان نمازها سفارش فرموده است؛ نماز مغرب همان ساعتی است که خداوند، حضرت آدم علیه‌السلام بخشود و توبه او را در آن موقع قبول کرد … و این سه رکعت نماز را بر امت من واجب فرمود و این ساعتی است که دعا در آن مستجاب می‌شود و پروردگارم به من وعده فرمود که هر کس در آن موقع در پیشگاهش دعا کند، دعایش را مستجاب فرماید.
همین طور نماز عشاء یا نماز خفتن؛ همانا قبر را تاریکی و سیاهی عظیمی است و روز قیامت را نیز تاریکی هولناکی است، پس پروردگارم به من و امتم امر فرموده که این نماز (عشاء) را بجا آوریم تا روشنی بخش قبرهایمان باشد و نیز برای اینکه به من و امتم نوری در گذشتن از صراط کرامت فرماید و هیچ قدمی نیست که در راه رفتن برای نماز عشاء برداشته شود، مگر اینکه خداوند عز و جل آن بدن را بر آتش حرام سازد و این نمازی است که خداوند تعالی برای پیامبران مرسل پیش از من اختیار فرمود، اما نماز صبح؛ وقتی خورشید از میان دو شاخ (یا فرق سر) شیطان طلوع می‌کند، پروردگارم مرا امر فرموده که قبل از طلوع خورشید، نماز صبح را بجای آورم و پیش از آن که کافران آفتاب را سجده آورند، امت من خداوند عز و جل را سجده کنند.» (۳)

پاسخ دوم:
امام صادق علیه‌السلام فرمود «هنگامی که آدم علیه‌السلام از بهشت رانده شد و به زمین هبوط کرد، لکه سیاهی در صورت او پیدا شد و از سر تا پای او را فرا گرفت؛ آن حضرت به سبب این لکه سیاه که بر تمامی اندامش پدید آمده بود، بسیار اندوهگین و گریان شد، پس جبرئیل نزد آن حضرت آمد و به او گفت «ای آدم! چه چیز تو را چنین به گریه انداخته است؟»، جواب داد «از این سیاهی که در بدنم پیدا شده گریانم»، جبرئیل گفت «ای آدم! برخیز و نماز کن که این، وقتِ نماز نخستین است»، پس آدم برخاست و نماز گزارد، آن سیاهی تا گردن او رسید (از صورت او تا گردنش از سیاهی پاک شد)، بار دیگر جبرئیل در نوبت نماز دوم نزد آدم آمد و به او گفت «ای آدم برخیز و نماز بخوان که این، زمانِ نماز دوم است».
آدم برخاست و نماز گزارد و آن سیاهی تا ناف او پایین آمد، باز جبرئیل در وقت نماز سوم نزد او آمد و گفت«ای آدم! برخیز و نماز بخوان که این، هنگام نماز سوم است»، آدم برخاست و نماز گزارد و آن سیاهی به زانوهای او رسید، بار دیگر جبرئیل در وقت نماز چهارم آمد، آدم برخاست و نماز خواند و همچنین وقت نماز پنجم باز آمد و گفت «وقت نماز پنجم شد»، آدم نماز خواند و به کلی از آن سیاهی که سراپایش را فراگرفته بود، بیرون آمد، پس حمد و ثنای خداوند متعال را به جای آورد، در این هنگام جبرئیل به آدم گفت« ای آدم! حال فرزندان تو در مورد این نمازها همانند وضع تو می‌باشد؛ هر کس از فرزندان تو که در هر شبانه روز پنج نوبت نماز مقرر را بخواند، از گناهان خارج می شود، آنچنان که تو از این لکه سیاه بیرون آمدی». (۴)

پاسخ سوم:
از حضرت امام رضا علیه‌السلام روایت است که به فضل بن شاذان فرمود « چنانچه کسی بپرسد که، چرا نماز در این اوقات (اوقات معین و مخصوص) بدون تقدم و تأخر واجب شده است، جواب این است که این اوقات برای همه مردم روی زمین معلوم و واضح است و عالِم و جاهل آن را به چهار وقت می‌شناسند؛ غروب آفتاب خود آشکار و معلوم است که در آن، نماز مغرب واجب شده است و فرو رفتن سرخی آفتاب (شفق) پس از غروب خورشید معلوم و مشهور است که آن وقت نماز عشاء است و همچنین طلوع فجر روشن و آشکار است و آن، وقت نماز صبح است و زوال شمس نیز آشکار و معلوم است و در آن ظهر واجب می‌شود و برای عصر وقت مخصوص و معینی مانند نمازهای دیگر است و وقت آن پس از انجام ظهر است و علت دیگر، اینکه خداوند دوست داشته که بندگانش قبل از هر کاری، ابتدا طاعت خداوند را انجام دهند؛ پس ایشان را در اول طلوع روز، امر کرده است که به عبادتش بپردازند و سپس در پی کار و روزی خویش روند و امر دنیای خود را اداره کنند.
پس در این وقت نماز صبح را بر ایشان واجب کرد و چون نیم روز شود از کار دست کشند و آن وقتی است که مردم به جای خود بازگردند و لباس از تن به در آرند و بیاسایند و به خوردن مشغول شوند و استراحت کنند و در چنین هنگامی خداوند آنان را امر فرموده که ابتدا به ذکر و عبادت او بپردازند، از این رو ظهر را بر ایشان واجب کرده است تا به آن آغاز کنند و سپس به کارهای دیگر بپردازند و چون امور شخصی را انجام دادند و خواستند پی کار و کسب خود روند، باز دستور نماز عصر را داده که آن را انجام دهند و سپس به کاری که در نظر دارند رهسپار گشته و به اصلاح آن امر دنیایی خود پردازند و چون شب شد، لباس از تن بیفکنند و به جایگاه و منزل بازگردند، پیش از هر کار باید به عبادت و ذکر پروردگارشان ابتدا کنند و بعد به امور دیگر بپردازند.
از این رو نماز مغرب را بر ایشان واجب فرمود و چون وقت استراحت و خواب آید و از کوشش فراغت یافتند، خداوند دوست داشته است که در آغاز به عبادت و طاعت او پردازند، سپس در پی اموری که می‌خواهند انجام دهند روند و آنچنان باشند که ابتدا کرده باشند در هر فصلی از ساعات شبانه روز به طاعت و پرستش او و از این جهت در این وقت نماز عشاء را واجب کرد، پس چون این دستور را به کار بندند او را فراموش نخواهند کرد و از او غافل نخواهند شد و در این صورت دل‌هایشان سخت نشود و رغبتشان نکاهد.
اگر کسی بگوید «وقتی معین برای عصر نیست، مانند اوقات نمازهای دیگر، چرا آن را بین ظهر و مغرب قرار داد و میان عشاء و صبح، یا میان صبح و ظهر قرار نداد؟» جواب این است «برای آن که هیچ وقتی برای مردم از ضعفاء و از کار بر کناران و اقویا و کارگزاران آسان‌تر و راحت‌تر و مناسب‌تر برای نماز عصر از این وقت معین نیست، زیرا مردم همگی از اول روز به تجارت و معامله و آمد و رفت و کار و کوشش در رفع حوائج خود و فعالیت در بازارهای کسب مشغول‌اند، پس خداوند نخواست که آنان را از به دست آوردن روزی به کار دیگر مشغول کند … نیز مردم همگی قادر به شب خیزی نیستند و آن را درست هم درک نمی‌کنند و وقت آن در نیمه‌های شب اگر باشد، بیدار نمی‌شوند، هر چند واجب باشد و امکانش هم برای ایشان بسیار کم است، پس خداوند بر آنان آسان گرفت و نماز عصر را در سخت‌ترین ساعات شبانه روز مقرر نفرمود؛ بلکه وقت آن را در راحت‌ترین هنگام قرار داد، چنان که خداوند ـ عز و جل ـ خود فرموده است «یرید اللّه بکم الیُسر و لا یریدُ بکم العُسر» (۵)

پاسخ چهارم:
از امام رضا علیه‌السلام نقل شده است که فرمود «افضل اوقات سه وقت است، هنگام زوال خورشید (ظهر) و پس از آن مغرب و هنگام سحر؛ پس خداوند دوست داشت که برای قرب به او در این اوقات سه‌گانه نماز به جای آورده شود». (۶)

پی‌نوشت‌ها :
  ۱- ظاهراً منظور از حلقه، همان خط یا دائره فرضی نصف النهار است و اگر چنین باشد زوال شمس نسبت به شهرها و بلاد مختلف که طول جغرافیایی آنها روی کره زمین اختلاف دارد متفاوت است، از این رو زوال به وقت معین ـ چنان که از ظاهر عبارت استفاده می‌شود، اختصاص ندارد و با توجه به همین اختلاف است که اوقات نماز در بلاد مختلف با هم تفاوت دارد.
 ۲- یعنی نماز را از وقت زوال خورشید تا نیمه شب بپادار.
 ۳- من لایحضره الفقیه، کتاب «الصلاه»، ص ۳۱۷ ـ ۳۲۰٫
 ۴- همان، ص ۳۲۰ الی ۳۲۱٫
 ۵- عیون اخبار الرضا (ع) ، ج ۲، ص ۲۳۰ ـ ۲۷۷٫
 ۶- همان، ص ۲۳۱٫

در دین مبین اسلام به اول وقت گذاردن نماز تاکید شده است، اینکه چرا باید نماز را در اوقات معینی بجا آورد و چرا نماز در بعضی اوقات فضیلت بیشتری دارد؟ چند پاسخ می‌توان داد که به شرح زیر می باشد :

پاسخ اول :
از امام حسن علیه‌السلام  روایت شده است که فرمود «عده‌ای از یهود نزد پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم آمدند و داناترین آنها درباره مسائلی از آن حضرت پرسش کرد؛ یکی از پرسش‌ها این بود که گفت «بفرمایید تا بدانم به چه دلیل خداوند عزوجل، این نمازهای پنج‌گانه را در طول شبانه روز در پنج نوبت بر امت تو مقرر فرمود؟»، پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم فرمود «خورشید را در هنگام زوال، حلقه‌ای است که به آن داخل‌می شود (۱) و در این هنگام، هر چه در میان عرش (آسمان) و زمین است به تسبیح و تحمید پروردگارم زبان می‌گشاید و این همان ساعتی است که پروردگارم صلوات و رحمت و برکات خود را بر من نازل می‌فرماید و در این موقع بر من و امتم نماز ظهر را واجب کرده و فرموده است «أقم الصلوه لدلوک الشمس الی غَسق اللیل» (۲) و این ساعتی است که در روز قیامت جهنم را در صحرای محشر می‌آورند، پس هیچ مؤمنی نیست که آن ساعت به نماز ایستاده باشد، مگر آنکه خداوند بدنش را بر آتش حرام سازد.
اما نماز عصر، همان ساعتی است که حضرت آدم علیه‌السلام در آن وقت از شجره ممنوعه تناول کرد و خداوند عز و جل او را از بهشت بیرون راند، پس خداوند فرزندان و ذریه او را به خواندن این نماز (عصر) تا روز قیامت امر و آن را برای امت من اختیار فرمود و این نماز از محبوب‌ترین نمازها نزد خداوند است و مرا به محافظت آن از میان نمازها سفارش فرموده است؛ نماز مغرب همان ساعتی است که خداوند، حضرت آدم علیه‌السلام بخشود و توبه او را در آن موقع قبول کرد … و این سه رکعت نماز را بر امت من واجب فرمود و این ساعتی است که دعا در آن مستجاب می‌شود و پروردگارم به من وعده فرمود که هر کس در آن موقع در پیشگاهش دعا کند، دعایش را مستجاب فرماید.
همین طور نماز عشاء یا نماز خفتن؛ همانا قبر را تاریکی و سیاهی عظیمی است و روز قیامت را نیز تاریکی هولناکی است، پس پروردگارم به من و امتم امر فرموده که این نماز (عشاء) را بجا آوریم تا روشنی بخش قبرهایمان باشد و نیز برای اینکه به من و امتم نوری در گذشتن از صراط کرامت فرماید و هیچ قدمی نیست که در راه رفتن برای نماز عشاء برداشته شود، مگر اینکه خداوند عز و جل آن بدن را بر آتش حرام سازد و این نمازی است که خداوند تعالی برای پیامبران مرسل پیش از من اختیار فرمود، اما نماز صبح؛ وقتی خورشید از میان دو شاخ (یا فرق سر) شیطان طلوع می‌کند، پروردگارم مرا امر فرموده که قبل از طلوع خورشید، نماز صبح را بجای آورم و پیش از آن که کافران آفتاب را سجده آورند، امت من خداوند عز و جل را سجده کنند.» (۳)

پاسخ دوم:
امام صادق علیه‌السلام فرمود «هنگامی که آدم علیه‌السلام از بهشت رانده شد و به زمین هبوط کرد، لکه سیاهی در صورت او پیدا شد و از سر تا پای او را فرا گرفت؛ آن حضرت به سبب این لکه سیاه که بر تمامی اندامش پدید آمده بود، بسیار اندوهگین و گریان شد، پس جبرئیل نزد آن حضرت آمد و به او گفت «ای آدم! چه چیز تو را چنین به گریه انداخته است؟»، جواب داد «از این سیاهی که در بدنم پیدا شده گریانم»، جبرئیل گفت «ای آدم! برخیز و نماز کن که این، وقتِ نماز نخستین است»، پس آدم برخاست و نماز گزارد، آن سیاهی تا گردن او رسید (از صورت او تا گردنش از سیاهی پاک شد)، بار دیگر جبرئیل در نوبت نماز دوم نزد آدم آمد و به او گفت «ای آدم برخیز و نماز بخوان که این، زمانِ نماز دوم است».
آدم برخاست و نماز گزارد و آن سیاهی تا ناف او پایین آمد، باز جبرئیل در وقت نماز سوم نزد او آمد و گفت«ای آدم! برخیز و نماز بخوان که این، هنگام نماز سوم است»، آدم برخاست و نماز گزارد و آن سیاهی به زانوهای او رسید، بار دیگر جبرئیل در وقت نماز چهارم آمد، آدم برخاست و نماز خواند و همچنین وقت نماز پنجم باز آمد و گفت «وقت نماز پنجم شد»، آدم نماز خواند و به کلی از آن سیاهی که سراپایش را فراگرفته بود، بیرون آمد، پس حمد و ثنای خداوند متعال را به جای آورد، در این هنگام جبرئیل به آدم گفت« ای آدم! حال فرزندان تو در مورد این نمازها همانند وضع تو می‌باشد؛ هر کس از فرزندان تو که در هر شبانه روز پنج نوبت نماز مقرر را بخواند، از گناهان خارج می شود، آنچنان که تو از این لکه سیاه بیرون آمدی». (۴)

پاسخ سوم:
از حضرت امام رضا علیه‌السلام روایت است که به فضل بن شاذان فرمود « چنانچه کسی بپرسد که، چرا نماز در این اوقات (اوقات معین و مخصوص) بدون تقدم و تأخر واجب شده است، جواب این است که این اوقات برای همه مردم روی زمین معلوم و واضح است و عالِم و جاهل آن را به چهار وقت می‌شناسند؛ غروب آفتاب خود آشکار و معلوم است که در آن، نماز مغرب واجب شده است و فرو رفتن سرخی آفتاب (شفق) پس از غروب خورشید معلوم و مشهور است که آن وقت نماز عشاء است و همچنین طلوع فجر روشن و آشکار است و آن، وقت نماز صبح است و زوال شمس نیز آشکار و معلوم است و در آن ظهر واجب می‌شود و برای عصر وقت مخصوص و معینی مانند نمازهای دیگر است و وقت آن پس از انجام ظهر است و علت دیگر، اینکه خداوند دوست داشته که بندگانش قبل از هر کاری، ابتدا طاعت خداوند را انجام دهند؛ پس ایشان را در اول طلوع روز، امر کرده است که به عبادتش بپردازند و سپس در پی کار و روزی خویش روند و امر دنیای خود را اداره کنند.
پس در این وقت نماز صبح را بر ایشان واجب کرد و چون نیم روز شود از کار دست کشند و آن وقتی است که مردم به جای خود بازگردند و لباس از تن به در آرند و بیاسایند و به خوردن مشغول شوند و استراحت کنند و در چنین هنگامی خداوند آنان را امر فرموده که ابتدا به ذکر و عبادت او بپردازند، از این رو ظهر را بر ایشان واجب کرده است تا به آن آغاز کنند و سپس به کارهای دیگر بپردازند و چون امور شخصی را انجام دادند و خواستند پی کار و کسب خود روند، باز دستور نماز عصر را داده که آن را انجام دهند و سپس به کاری که در نظر دارند رهسپار گشته و به اصلاح آن امر دنیایی خود پردازند و چون شب شد، لباس از تن بیفکنند و به جایگاه و منزل بازگردند، پیش از هر کار باید به عبادت و ذکر پروردگارشان ابتدا کنند و بعد به امور دیگر بپردازند.
از این رو نماز مغرب را بر ایشان واجب فرمود و چون وقت استراحت و خواب آید و از کوشش فراغت یافتند، خداوند دوست داشته است که در آغاز به عبادت و طاعت او پردازند، سپس در پی اموری که می‌خواهند انجام دهند روند و آنچنان باشند که ابتدا کرده باشند در هر فصلی از ساعات شبانه روز به طاعت و پرستش او و از این جهت در این وقت نماز عشاء را واجب کرد، پس چون این دستور را به کار بندند او را فراموش نخواهند کرد و از او غافل نخواهند شد و در این صورت دل‌هایشان سخت نشود و رغبتشان نکاهد.
اگر کسی بگوید «وقتی معین برای عصر نیست، مانند اوقات نمازهای دیگر، چرا آن را بین ظهر و مغرب قرار داد و میان عشاء و صبح، یا میان صبح و ظهر قرار نداد؟» جواب این است «برای آن که هیچ وقتی برای مردم از ضعفاء و از کار بر کناران و اقویا و کارگزاران آسان‌تر و راحت‌تر و مناسب‌تر برای نماز عصر از این وقت معین نیست، زیرا مردم همگی از اول روز به تجارت و معامله و آمد و رفت و کار و کوشش در رفع حوائج خود و فعالیت در بازارهای کسب مشغول‌اند، پس خداوند نخواست که آنان را از به دست آوردن روزی به کار دیگر مشغول کند … نیز مردم همگی قادر به شب خیزی نیستند و آن را درست هم درک نمی‌کنند و وقت آن در نیمه‌های شب اگر باشد، بیدار نمی‌شوند، هر چند واجب باشد و امکانش هم برای ایشان بسیار کم است، پس خداوند بر آنان آسان گرفت و نماز عصر را در سخت‌ترین ساعات شبانه روز مقرر نفرمود؛ بلکه وقت آن را در راحت‌ترین هنگام قرار داد، چنان که خداوند ـ عز و جل ـ خود فرموده است «یرید اللّه بکم الیُسر و لا یریدُ بکم العُسر» (۵)

پاسخ چهارم:
از امام رضا علیه‌السلام نقل شده است که فرمود «افضل اوقات سه وقت است، هنگام زوال خورشید (ظهر) و پس از آن مغرب و هنگام سحر؛ پس خداوند دوست داشت که برای قرب به او در این اوقات سه‌گانه نماز به جای آورده شود». (۶)

پی‌نوشت‌ها :
  ۱- ظاهراً منظور از حلقه، همان خط یا دائره فرضی نصف النهار است و اگر چنین باشد زوال شمس نسبت به شهرها و بلاد مختلف که طول جغرافیایی آنها روی کره زمین اختلاف دارد متفاوت است، از این رو زوال به وقت معین ـ چنان که از ظاهر عبارت استفاده می‌شود، اختصاص ندارد و با توجه به همین اختلاف است که اوقات نماز در بلاد مختلف با هم تفاوت دارد.
 ۲- یعنی نماز را از وقت زوال خورشید تا نیمه شب بپادار.
 ۳- من لایحضره الفقیه، کتاب «الصلاه»، ص ۳۱۷ ـ ۳۲۰٫
 ۴- همان، ص ۳۲۰ الی ۳۲۱٫
 ۵- عیون اخبار الرضا (ع) ، ج ۲، ص ۲۳۰ ـ ۲۷۷٫
 ۶- همان، ص ۲۳۱٫

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *