جمعه , ۲۹ دی ۱۳۹۶

آیه مباهله

مباهله

 

منقبت و فضیلت اصحاب عباء که اصحاب کسایند بدین عنوان، از آیه مبارکه مباهله است که متن قرآنست و انکار آن انکار آن است. کلماتى چند از فریقین در این موضوع باختصار نقل مى‏کنم:

آیه مباهله این است: إِنَّ مَثَلَ عِیسى‏ عِنْدَ اللَّهِ کَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ قالَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّکَ فَلا تَکُنْ مِنَ الْمُمْتَرِینَ فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْکاذِبِینَ‏ (آل عمران آیه ۶۲).

 

زمخشرى در تفسیر کشاف در ذیل همین آیه آورده است که: و عن عائشه رضى الله عنها ان رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم خرج و علیه مرط مرحل من شعر أسود فجاء الحسن فأدخله، ثم جاء الحسین فأدخله ثم فاطمه ثم على ثم قال انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت.

بعد از آن زمخشرى فرمود: فان قلت ما کان دعاؤه الى المباهله الا لیتبین الکاذب منه و من خصمه و ذلک أمر یختص به و بمن یکاذبه فما معنى ضم الابناء و النساء؟

قلت ذلک آکد فى الدلاله على ثقته بحاله و استیقانه بصدقه حیث استجرأ على تعریض اعزته و افلاذ کبده و احب الناس الیه لذلک و لم یقتصر على تعریض نفسه له؛ و على ثقته بکذب خصمه حتى یهلک خصمه مع أحبته و أعزته هلاک الاستیصال ان تمت المباهله و خص الابناء و النساء لانهم أعز الاهل و الصقهم بالقلوب و ربما فداهم الرجل بنفسه و حارب دونهم حتى یقتل و من ثم کانوا یسوقون مع انفسهم الظعائن فى الحروب لتمنعهم من الهرب و یسمون الذاده عنها بارواحهم حماه الحقائق. و قدمهم فى الذکر على الانفس لینبه على لطف مکانهم و قرب منزلتهم و لیؤذن بانهم مقدمون على الانفس مفدون بها.

بعد از آن زمخشرى فرمود: و فیه دلیل لا شى‏ء أقوى منه على فضل اصحاب الکساء علیهم السلام، و فیه برهان واضح على صحه نبوه النبى علیه السلام لانه لم یروا احد من موافق و لا مخالف انهم أجابوا الى ذلک.

این کلام زمخشرى که تصریح و تنصیص به اصحاب کساء در ذیل آیه مباهله است، از نص حدیث عائشه مستفاد است.

من عین عبارت کشاف را از نسخه چاپ مصر طبع ۱۳۰۸ ه و سه نسخه خطى که در تملک من است نقل کردم.

اختلافى که در این نسخ یاد شده مى‏باشد این است که بعضى‏ از آنها پس از ذکر رسول الله (صلى الله علیه و آله و سلم دارد) و بعضى (آله) را ندارد و بعضى آله را دارد و سلم را ندارد.

درهامش وحشى یکى از این نسخ مخطوطه با مرکب قرمز بخط درشت نوشته است: «حدیث اصحاب العباء عن عائشه» و ملاحظه مى‏فرمایید که امر کساء و اصحاب آن در یوم مباهله تا بدان حد اهمیت آن چشم‏گیر بود که عائشه با این که خود از اصحاب کساء نبود و پدرش و خویشانش هم از جمله آنان نبودند تمام خصوصیات کساء و نحوه ورود و ترتیب اصحاب کساء را اظهار داشت و ارباب سیر و اصحاب خبرت و بصیرت میدانند که شهادت و اظهار مثل عائشه تا بدان حد دقت چه اهمیت به سزائى دارد.

جوهرى در صحاح گوید: المرط بالکسر واحد المروط و هى أکسیه من صوف أو خز یؤتزر بها.

مرحل یعنى معلم بأعلام کالرحال.

نسخه‏اى خطى عتیق از حواشى و شرح میرسید شریف بر تفسیر کشاف در تملک راقم است که در بیان قول زمخشرى که گفته است «و فیه دلیل لا شى‏ء أقوى منه على فضل اصحاب الکساء» گوید: و ذلک من أوجه أحدها أنهم احب الناس الى النبى صلى الله علیه و آله و سلم کأنهم أعز علیه من نفسه المقدسه. و الثانى ما رجاه من برکه تأمینهم و اثر لجائهم الى الله تعالى. و الثالث ما تفرسه فیهم أسقف النصارى حتى قال انى لارى وجوها. و الرابع ما ذکره صلى الله علیه و آله و سلم حین جللهم بالمرط اللهم احشرنا فى زمره محبیهم برحمتک. انتهى.

و حسن بن محمد قمى نیشابورى در تفسیر غرائب القرآن ضمن آیه مباهله پس از نقل روایت عایشه که از کشاف نقل کرده‏ایم گوید.

و هذه الروایه کالمتفق على صحتها بین اهل التفسیر و الحدیث. و همچنین فخر رازى در تفسیر کبیر.

سپس نیشابورى فرمود: و أما فضل أصحاب الکساء فلا شک فى دلاله الایه على ذلک و لهذا ضمهم الى نفسه بل قدمهم فى الذکر و فیها ایضا دلاله على صحه نبوه محمد (ص) فانه لو لم یکن واثقا بصدقه لم یتجرأ على تعریض اعزته و خویصته و افلاذ کبده فى معرض الابتهال و مظنه الاستیصال الخ.

و فیض در تفسیر صافى آورده است که:

فى العیون عن الکاظم لم یدع أحد انه ادخله النبى تحت الکساء عند مباهله النصارى الا على بن ابى طالب و فاطمه و الحسن و الحسین فکان تأویل قوله عز و جل أبنائنا الحسن و الحسین و نساءنا فاطمه و انفسنا على بن ابى طالب.

{xtypo_rounded1}من از جوامع روائى و تفاسیر فریقین اگر بخواهم روایات و کلمات مفسرین را درباره اصحاب کساء علیهم السلام نقل کنم که اصل فضیلت و منقبت اصحاب کساء بدین وصف أعنى به وصف اصحاب کساء و اصحاب عباء راجع به آیه کریمه مباهله‏ است کتابى خواهد شد که با دفتر نکات مناسب نیست بلکه به تنهایى موضوعى است که منتهى به تألیف یک کتاب در پیرامون آن مى‏شود.{/xtypo_rounded1}

حال بدانکه اگر در خبرى آمده است که واقعه اصحاب کساء در امر دیگرى بطور عادى و متعارف پیش آمد چنانکه در بعضى از روایات آمده است و نقل آنها بطول مى‏انجامد، ربطى به فضیلت اصحاب کساء در امر مباهله ندارد، مطلب عمده و کلام مهم این است که بدانى شیعه امامیه که در فضیلت اصحاب کساء سخن مى‏گوید منشأ آن آیه مباهله قرآنست که متن قرآن و ضرورى دین و اجماع قاطبه مسلمین است.

نکته ۴۲۵_ هزارو یک نکته حضرت علامه حسن زاده آملی

_____________________________________

 ترجمه آیه: در واقع، مَثَلِ عیسى نزد خدا همچون مَثَلِ‏[خلقت‏] آدم است‏[که‏] او را از خاک آفرید؛ سپس بدو گفت: «باش»؛ پس وجود یافت. (۵۹)

[آنچه درباره عیسى گفته شد] حق‏[و] از جانب پروردگار تو است. پس، از تردیدکنندگان مباش. (۶۰)

پس هر که در این‏[باره‏] پس از دانشى که تو را[حاصل‏] آمده، با تو محاجه کند، بگو: «بیایید پسرانمان و پسرانتان، و زنانمان و زنانتان، و ما خویشان نزدیک و شما خویشان نزدیک خود را فرا خوانیم؛ سپس مباهله کنیم، و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.» (۶۱)

همچنین ببینید

طب در بیان حضرت علامه حسن زاده آملی

   علم پزشکی از بین رفته بود، بقراط آن را یافت. مرده بود، جالینوس زنده …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *