پنج شنبه , ۷ اردیبهشت ۱۳۹۶
خانه / حضرت علامه حسن زاده آملی / اشعار / یا علی(ع) _ علامه حسن زاده آملی

یا علی(ع) _ علامه حسن زاده آملی

 حضرت علامه حسن زاده آملی

قلم از نعمت سخندانى‏   آمده بر سر سخنرانى‏
زآب کوثر بشست صورت لوح‏   بهر تحریر وصف انسانى‏
که پس از ختم انبیا احمد   مى نیابى بسان او ثانى‏
شویم از مشک و از گلاب دهن‏   گویم اى نور پاک یزدانى‏
محور دائرات ادوارى‏   مرکز حکمت و جهانبانى‏
لنگر کشتى جهانهایى‏   کهکشان سپهر امکانى‏
بحر لطف و سخا و ایثارى‏   ابر نیسان جود و احسانى‏
کوه حلم و وقار و تمکینى‏   سد طوفان جور و طغیانى‏
روح شهر ولایت رجبى‏   سر ماه رسول شعبانى‏
هم که شهر الله مبارک را   لیله القدر با همه شانى‏
آب اکوان وام امکانى‏   طوبى و سدره اى و رضوانى‏
رق منشور ماسوى اللهى‏   نور مرشوش عین اعیانى‏
بر همه کائنات مولایى‏   که ولى خداى سبحانى‏
همت عارفان رهوارى‏   حجت اهل کشف و برهانى‏
دیده ام من گداى کویت را   زگدایى شده است کمپانى‏
صورت از خویشتن کنى انشا   به چهل خانه بهر مهمانى‏
بر کنى در ز قلعه خیبر   نه بزور غذاى جسمانى‏
دست پاکت نکرد مس او را   دور اندازیش به آسانى‏
تا چهل ارش قذف کرد او را   همت و عزم نفس نورانى‏
کامل آنست اما ته و احیا   یا که قذفى نماید این سانى‏
او خلیفه است همچو مستخلف‏   بایدش بود آنچه زو دانى‏
تا قیامت کم است ار گوید   کاملى شرح فعل نفسانى‏
مصطفى مرتضى شناس بود   نه چو من طفل ابجدى خوانى‏
به ملاحت ملیحتر از صد   یوسف مصر ماه کنعانى‏
به فصاحت هزار بار افزون‏   از هزاران هزار سحبانى‏
تو لسان اللهى که قرآن را   بدرستى لسان فرقانى‏
قلب یس و سر طاهایى‏   هل اتى را عطاى رحمانى‏
حلقه باب جنت از حلقش‏   یا على آید از ثنا خوانى‏
سوره نسبت است با قرآن‏   نسبت تو به جمع روحانى‏
در میان صحابه خاتم‏   همه جسم و تو جسم را جانى‏
فص انگشتر ولایت را   نقش نام تو داشت ارزانى‏
مصطفى را وصى یکتایى‏   که به عصمت و عاى قرآنى‏
فاطمه آن که بود بنت اسد   کیست فرزندش شیر ربانى‏
به قضا و قدر غدیرت داد   حشمت و شوکت سلیمانى‏
کیست جز تو که مولدش کعبه است‏   جز خدا کیست باعث و بانى‏
باز در خانه خدا بینى‏   آنچنان ضربتى به پیشانى‏
اولت مسجد آخرت مسجد   مولد آن این محل قربانى‏
گاه توزین وزن انسانها   آن تو مکیال و آن تو میزانى‏
تثنیت در امامت است غلط   داند آن را ز عالى و دانى‏
شد خلافت به ظاهر و باطن‏   قسمت از رسم و راه شیطانى‏
بهر اسکات خلق نادانى‏   گفته آمد ز حلق نادانى‏
تجزیت را چگونه ره باشد   در صفایاى خاص سلطانى‏
شرط نسبت تجانس است و کجا   آن تو و با فلان و بهمانى‏
صاحب عصمت و امامت با   دو سه اعرابى بیابانى‏
آنچه گفتند و آنچه مى گویند   برتر از این و برتر از آنى‏
در حقیقت و راى تعبیرى‏   در عبارت على عمرانى‏
حسن از فیض قدس مرتضوى‏   نیک بنموده است در افشانى‏

حضرت علامه حسن زاده آملی

همچنین ببینید

بهشت و جهنم _ حضرت علامه حسن زاده آملی

در اینکه جنت  مجعول بالذات  و جهنم مجعول بالعرض است  در دیوان راقم آمده است  …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *