سه شنبه , ۲۶ دی ۱۳۹۶
خانه / حضرت علامه حسن زاده آملی / حکایات،کلمات،نکات / حقایقی بر عدد پنج _ حضرت علامه حسن زاده آملی

حقایقی بر عدد پنج _ حضرت علامه حسن زاده آملی

 پنج تن آل عبا _ حضرت علامه حسن زاده آملی

بدان که مراد امامیه- که خداى برهان ایشان را پر درخشش کند- از اصحاب کساء و آل عبا، این معصومان که در آیه مباهله منصوصند مى‏باشد و در آیه مباهله فرزندان و زنان بر انفس مقدم گردید تا بر مکانت لطیف و منزلت قریب آنها تنبیه کند و تا اشعار بدارد که ایشان بر انفس مقدم بوده‏اند و انفس فدوى ایشانند.

هر کدام از آل عبا در آثار گاهى به خامس «پنجم» و گاهى به خامس اصحاب کساء و در برخى اوقات به خامس اهل عباء و وقت دیگر به خامس اهل کساء تعبیر شده است. در مروج الذهب مسعودى چنین آمده است: «هنگامى که امام حسن علیه السّلام دفن گردید برادرش محمد بن حنفیه بر قبرش ایستاد و گفت: اگر زندگى تو با عزت بود مرگ تو باعث شکست و خلل در ارکان شده است چه خوش روحى که کفن تو را در بر گرفته و چه خوب کفنی که بدن تو را حاوى است چگونه چنین نباشى در حالى که تو گردنه هدایت و جانشین اهل تقوى و خامس اصحاب کسایى، …».

و عماد الدین طبرى در بشارت المصطفى روایت کرده است که جابر بن عبد اللّه انصارى در زیارت امام ابا عبد اللّه الحسین علیه السّلام در روز أربعین چنین گفت: «شهادت مى‏ دهم که تو فرزند بهترین پیامبران و پسر سید مؤمنان، و فرزند هم سوگند تقوى و سلاله هدایت و خامس اهل کسایى».

و در مصباح ابن طاوس در زیارت حضرت وصى امام على علیه السّلام چنین آمده: «درود بر صاحب حوض و حامل لواء، درود بر خامس اهل عباء …»

پس پروریده بیت نبوت و زاییده شاخه‏هاى نبوت، مادر امامان، فاطمه معصومه صلوات اللّه و سلامه علیها خامس اصحاب کساء و خامس آل عباء است. و در مطالب زیر که اکنون مى‏آوریم بیندیش:

عدد پنج که «ه» است و پنجمین حرف دایره ابجدى است که گاه آن را چنین «ه» مى‏نویسند و گاهى به این صورت «هـ» اشاره به دایره وجود و قوس نزول و صعود دارد چنانکه حق سبحان فرمود:

«خداى تعالى امر را از آسمان تا به زمین تدبیر مى‏کند آن گاه امر در روزى که به اندازه هزار سال به شمار شماست باز مى‏گردد». پس امر «وجود» پیوسته در حقایق روحانى و جسمانى، دورى بوده و از آن دو- اشکال خوشایند و بدیع پدید مى‏آید.

تجدد امثال و حرکت جوهرى و دوران روز و شب و حوادث آنها شما را به دورى بودن امر وجود دلالت مى‏کند.

خداى تعالى فرمود: «ما گردش ماه را در منازل معین مقدر کردیم تا همانند شاخه‏هاى خرماى کهن (مانند سیخ خرماى شش ماهه) باز گردد.»

حضرات کلى خمس عبارتند از: لاهوت و جبروت و ملکوت و ناسوت و کون جامع که انسان کامل است.

انواع ساعت- یعنى قیامت- پنج است: نوعى آن است که در هر آن و ساعت است.

نوعى مرگ طبیعى است چنانکه پیامبر علیه الصلاه و السلام فرمود: هر کس بمرد پس قیامتش قیام کرده است. و نوعى موت ارادى است «قبل از آن که به مرگ طبیعى بمیرید به مرگ اختیارى بمیرید». نوعى دیگر از ساعت آن است که همه در انتظار آنند (قیامت خواهد آمد و شکى در آن نیست) رساله رتق و فتق ما متکفل بیان این نوع ساعت است.

و نوع پنجم ساعت فناء فی اللّه و بقاء باللّه عارفان موحد است که به قیامت کبرى موسوم‏ است.

عرش‏ها پنج‏اند، عرش حیات که عرش هویت است. و عرش رحمانیت. و عرش عظیم. و عرش کریم. و عرش مجید.

انواع قلب پنج قسم است: قلب نفسى و قلب حقیقى که از مشیمه جمعیت نفس متولد مى‏شود. و قلبى که از مشیمه روح متولد مى‏شود یعنى قلب قابل تجلى وجودى باطنى. و قلبى که مسخر بین دو حضرت وجوب و امکان است و قلب احدى جمعى.

لسانهاى حمد پنج است:

حقیقت ذکر (یعنى حمد) عبارت از تجلى ذات به واسطه ذات بر ذاتش از طریق اسم متکلم است تا اظهار صفات کمالى کند و متصف به صفات جلالی و جمالى در مقام جمع و تفصیل گردد چنانکه خود براى خویش در این سخن شهادت داد که: «خدا شهادت مى‏دهد که جز او احدى معبود نیست». حقیقت ذکر داراى مراتبى است بالاترین و نخستین مرتبه آن در مقام جمع است که حق خود را به واسطه اسم متکلم به حمد و ثنا بر خود یاد مى‏کند، در حدیث آمده است که رسول اللّه گفت: خدایا من نمى‏توانم تو را ستایش کامل نمایم، تو همان گونه‏اى که خود بر خودت ستایش کردى.

مرتبه دوم ذکر، ذکر ملائکه مقربین است که حمد و تسبیح أرواح عقول براى پروردگارشان است. مرتبه سوم ذکر- ذکر ملائکه آسمانى و نفوس ناطقه مجرد است.

مرتبه چهارم- ذکر ملائکه زمینى و نفوس منطبعه آنها با طبقاتى که دارند مى‏باشد و مرتبه پنجم ذکر أبدان و اعضاى موجود در آن مى‏باشد هر کدام از اعضا به زبان ویژه‏اش ذکر مى‏گوید.

نون داراى پنج مرتبه است و نون محل جمع جوهر مواد حرفى نفسى رحمانى از آن رو که نفس رحمانى ام الکتاب است مى‏باشد مرتبه نخست تعین اول است و آن جمع همه حقایق کیانى ربانى و حروف مؤثر فعلى وجوبى و متأثر منفعل امکانى است و نون ام الکتاب أکبر است.

و مرتبه دوم دوات ماده حروف الهى نورى و هیولاى صور فعلى وجودى و عماء ربوبیت (به عین مهمله) که پروردگار ما در آن بوده است.

و مرتبه سوم ریشه حقایق کونى که احدیت جمع همه کاینات است و آن حضرت به آن چنین اشاره کرده است: (اولین موجودى که خدا خلق کرده «درّ» است). و این مرتبه‏ ام الکتاب است که در رق وجودى منشور مسطور است و این غماء عبودیت به غین معجمه مى‏باشد.

و مرتبه چهارم ام الکتاب مبین مى‏باشد که همان لوح محفوظ است و به نزد اهل نظر به نفسه کلیه موسوم است.

و مرتبه پنجم نون اقدار مى‏باشد که در روحانیت روح قمر قرار دارد و این مرتبه آسمان اسم خالق است و محل جمع اضواء عالى و انوار مختلف و اتصالات و انفصالات است و کتاب محو و اثبات جزئیات در آن منتقش است.

و اقسام نکاح، همان گونه که بیان شد پنج‏ است و مفاتح که در سخن حق تعالى بدان اشاره شده است: «و در نزد وى کلیدهاى غیب است که جز او نمى‏داند» داراى پنج‏ مرتبه است که همان حضرات خمس که هم اکنون یاد شده است مى‏باشند.

و حقایقى که بر عدد پنج‏اند فراوانند مثل اوقات نمازهاى پنج‏گانه که خداى تعالى آن را چنین نامید: «و نماز را از زوال ظهر تا تاریکى شب بر پاى دار و خواندنى (نماز) صبح را بیاور».

ممد الهمم در شرح فصوص الحکم _ حضرت علامه حسن زاده آملی

همچنین ببینید

طب در بیان حضرت علامه حسن زاده آملی

   علم پزشکی از بین رفته بود، بقراط آن را یافت. مرده بود، جالینوس زنده …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *