جمعه , ۳ آذر ۱۳۹۶
خانه / حضرت علامه حسن زاده آملی / حکایات،کلمات،نکات / دعای عرفه در توحید عدیل زیارت جامعه کبیر در ولایت

دعای عرفه در توحید عدیل زیارت جامعه کبیر در ولایت

علامه حسن زاده آملی _ دعای عرفه

نکته ۱۴۴ و ۷۱۷ :

دعاى عرفه‏ حضرت سید الشهداء (ع) در توحید و دعاى زیارت جامعه کبیر حضرت امام على النقى (ع) در ولایت و بیان مقام انسان کامل ِولیّ ،عدیل یکدیگر در این دو اصل اصیل و رکن رکین معارف انسانى‏اند. بر زیارت جامعه شروح بسیار نوشته شده است خداوند توفیق نیل به لباب این دو صحیفه مکرمه منطق اهل بیت عصمت و وحى را مرحمت بفرماید. به ذکر چند جمله از دعاى عرفه‏ یاد شده تبرک مى جوییم اگرچه همه آن یکپارچه نور است:الهی انا الفقیر فی غنای فکیف لا اکون فقیراً فی فقری.الهی انا جاهل فی علمی فکیف لا اکون جهولا فی جهلی…ماذا وجد من فقدک و ماالذی فقد من وجدک.

کلمه ۲۹۶ :

… به کلام کامل عرشى حضرت سیّد الشهداء امام ابو عبد اللّه الحسین علیه السلام در دعاى شریف عرفه‏ در بیان توحید صمدى توجّه بفرمایید که «کلّ الصید فی جوف الفرا»: کیف یستدل علیک بما هو فی وجوده مفتقر الیک ؟… کی رفته ای زدل که تمنا کنم ترا کی بوده ای نهفته که پیدا کنم ترا غیبت نکرده‏اى که شوم طالب حضور پنهان نگشته‏اى که هویدا کنم ترا با صد هزار جلوه برون آمدى که من‏ با صد هزار دیده تماشا کنم ترا و در همان دعاى عرفه‏ بعد از عبارت یاد شده فرموده است: «ماذا وجد من فقدک، و ما الذی فقد من وجدک …». آن کس که تو را دارد چه ندارد، و آن‏کس که بى‏خدا است چه دارد، آن‏کس که از دوستى تو بهره ندارد چه لذّتى از زندگى برده است، آن‏کس به توحید حقیقى صمدى نرسیده است به چه ارزش و بها است؟

واقعه ۲:

این کمترین حسن حسن زاده طبری آملی گوید:در صبح روز شنبه نهم ذى الحجه ۱۳۸۷ ه ق، روز عرفه‏، به امتثال دستورى که از استادم علامه طباطبایى صاحب تفسیر عظیم المیزان -روحى فداه- اشتغال داشتم و در مراقبت و توجّه تامّ نشسته بودم، واقعه‏اى به من روى آورد که صدایى شدیدتر از رعدهاى قوى سهمگین به گوشم خورد، فهمیدم که حالتى به من دست داد، بحمد الله هیچ ترس و هراسى به من روى نیاورد،ولى همه بدنم مثل کسى که سرماى سخت بر او مستولى شده مى‏لرزید، جهان را روشن و به رنگ‏ بنفش می دیدم،دراین حال سوره مبارکه انبیاء رابه من نمودند و به روی من گشودند و من آن را تلاوت می کردم؛ پس از برهه ای از زمان از آن حال باز آمدم، و از کثرت وجد و سرور و ذوق ،بسیار گریستم و تا چندین روز بی تابی شگفتی داشتم.(کتاب شریف انسان در عرف عرفان ، ص ۱۹ ،چاپ نهم)

 پایگاه علمی فرهنگی تجلی اعظم

همچنین ببینید

طب در بیان حضرت علامه حسن زاده آملی

   علم پزشکی از بین رفته بود، بقراط آن را یافت. مرده بود، جالینوس زنده …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *