چهارشنبه , ۷ تیر ۱۳۹۶
خانه / مطالب مفید / مقالات و نوشته ها / داستان علامه امینی و شاعر سنی

داستان علامه امینی و شاعر سنی

داستان علامه امینی و شاعر سنی

نقل شده که علامه امینی ره قصد کرده بودند تمام اشعار در مدح مولا را جمع آوری کنند.روزی به او خبر دادند که یکی از اساتید سنی دانشگاه بغداد شعری در مدح مولا سروده است.علامه تصمیم گرفت به دیدار او رود و اشعار او را بشنود.
لذا عازم بغداد شد و به آدرسی که گرفته بود رفت. وقتی که به آنجا رسید با کاخ زیبا و مجللی برخورد کرد/جلو رفت و در زد.

خدمتکار منزل درب را باز کرد و گفت چه میخواهی!

علامه فرمود : فلانی منزل هستن؟

خلاصه استاد دانشگاه آمد و تا چشمش به یک شیخ شیعی افتاد از تعجب چهره اش برافروخته شد و گفت چه میخواهی؟علامه فرمود:برای بحث و مناظره نیامده ام/هر دو به یگانگی خداوند و نبوت پیامبر ص ایمان داریم.آمدم تا شعری را که در مدح علی ع گفته ای بشنوم.

استاد دانشگاه از این حرکت علامه خشنود شد و او را به داخل دعوت کرد و پس از مدتی شعر را به علامه ارائه نمود و گفت:من این شعر را پس از ۳ سال بررسی روایت علی مع الحق و الحق مع علی و یدورالحق مع علی حیث دارسروده ام.

علامه ناگهان خندید و گفت پس با این حساب ۳سال از عمر خود را تباه کردی.استاد دانشگاه با چهره ای در هم گفت چطور؟علامه فرمود:چون این روایت تنها در حق علی ع نیامده است بلکه در وصف عمار هم آمده است.میتوانی به کتب خودتان مراجعه کنی آنگاه خواهی دید که در روایت آمده که:عمار مع الحق والحق مع عمار و یدور عمار مع الحق حیث دار./استاد دانشگاه پس از مراجعه و دیدن روایت دو دستی بر سرش زد و گریان شد.

در این حال علامه خندید و گفت:نالان مشو که میان این دو روایت تفاوت از زمین تا آسمان است.در روایت عمار میگوید:عمار با حق است و حق با عمار است و این عمار است که به دور حق میگردد(و یدور العمار مع الحق حیث دار) اما در روایت علی ع می فرماید:این حق است که به دور علی می چرخد.(و یدور الحق مع علی حیث دار)

در همان حال پس از اندکی که علامه از فضائل مولا صحبت نمود استاد دانشگاه فریاد زد اشهد ان علیا ولی الله.

همچنین ببینید

اصلا رقیه نه ، مثلا دختر خودت …!!!

اصلا رقیه نه ، مثلا دختر خودت؛ یک شب میان کوچه بماند ،چه میشود؟ اصلا …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *