جمعه , ۳ آذر ۱۳۹۶
خانه / حضرت علامه حسن زاده آملی / حکایات،کلمات،نکات / گفتارى از شیخ رئیس و مولى صدرا در تأیید تمسک بر برهان‏

گفتارى از شیخ رئیس و مولى صدرا در تأیید تمسک بر برهان‏

شیخ الرئیس بو علی سینا

این بحث را به نقل گفتارى از شیخ رئیس و مولى صدرا رضى اللّه عنه در تأیید تمسّک به برهان، که خواص را به کار آید، خاتمه مى‏دهیم.

شیخ در شفا فرماید:

لقد رأینا و شاهدنا فى زماننا قوما کانوا یتظاهرون اولا بالحکمه و یقولون بها و یدعون النّاس الیها و درجتهم فیها سافله. فلما عرفناهم انهم مقصرون و ظهر حالهم انکروا ان یکون للحکمه حقیقه و للفلسفه فائده و کثیر منهم لما لم یمکنهم ان ینسب الى صریح الجهل و یدعى بطلان الفلسفه من الاصل و ان ینسلخ کل الانسلاخ عن المعرفه و العقل، قصد المشّائین بالثلب و کتب المنطق بالتأبین علیها بالعیب، فاوهم ان الفلسفه افلاطونیّه و ان الحکمه سقراطیه و ان الدرایه لیست الا عند القدماء من الاوائل و الفیثاغوریین من الفلاسفه.

و کثیر منهم قال: ان الفلسفه و ان کان له حقیقه ما فلا جدوى فى تعلمها و ان النفس الانسانیه کالبهیمه باطله و لا جدوى للحکمه فى العاجله و لا الآجله. و من احب ان یعتقد فیه انه حکیم و سقطت قوته عن ادراک الحکمه لم یجد عن اعتناق صناعه المغالطه محیصا و من هیهنا یبحث المغالطه التى عن قصد و ربما کانت عن‏ ضلاله.

 

خلاصه مفاد گفتار جناب شیخ بزرگوار در عبارت فوق این است که منکرین حکمت و فلسفه، از راه قصور عقل و نظر و درایتشان، منکر شده‏اند. و ترجمت گفتارش اینکه:

در زمان خود گروهى را دیدیم و مشاهده نمودیم که نخست تظاهر به حکمت مى‏نمودند و قایل بدان بودند و مردم را به حکمت دعوت مى‏کردند و حال اینکه پایه‏شان در حکمت پایین بود. پس چون به قصورشان آشنا شدیم و حالشان آشکار شد، انکار کردند که حکمت را حقیقتى و فلسفه را فایدتى باشد. و بسیارى از آنان را چون ممکن نبود که خود را به صریح جهل نسبت دهند و بطلان فلسفه را از اصل ادعا کنند و خود را از معرفت و عقل بکلى منسلخ نمایند، آهنگ بدگوئى به مشّاء و عیبجوئى به کتب منطق نمودند؛ پس چنین ایهام کرده‏اند که فلسفه افلاطونى و حکمت سقراطى است و درایت جز نزد قدماى پیشین و فلاسفه فیثاغورثى نیست. و بسیارى از آنان چنین گفته‏اند: هر چند فلسفه بکلى بى حقیقت نیست و اندک حقیقتى دارد، در فراگرفتن آن بهره‏اى نیست که نه بکار امروز آید و نه بکار فردا؛ زیرا که نفس انسانى مانند جان بهیمه تباه شدنى است، دیگر رنج در تعلم را چه سود.

و کسى که دوست دارد دیگران در حق او اعتقاد داشته باشند که او حکیم است و حال اینکه قوه او از ادراک حکمت ساقط است، چاره‏اى جز اینکه دست در گردن صناعت مغالطه افکند ندارد. و از این جاست که از روى قصد، بحث از مغالطه مى‏کند؛ و چه بسا که از روى گمراهى، تا خویشتن را در نزد مردم حکیم جلوه دهد.

این بود ترجمه گفتار آنجناب. آنکه در آخر فرمود کسى که دوست دارد دیگران او را حکیم بدانند دست به گردن مغالطه مى‏اندازد، نکته‏اى بسیار ارزشمند است. نعوذ باللّه من شرور انفسنا و سیئات اعمالنا.

عبارت یاد شده شفاء را متأله سبزوارى در شرح اسماء نقل فرموده است و مطالبى مفید عنوان کرده است؛ به آن رجوع شود. «۱»

شیخ بزرگوار ابن سینا، در تصلّب به عقیده‏اش، مکرّر در کتبش فرموده است: ان من تعود ان یصدق من غیر دلیل فقد انسلخ عن الفطره الانسانیه. یعنى هر کس عادت کرده است بدون دلیل تصدیق کند، از فطرت انسانى به در شده است.

شرح حال شیخ قدّس سرّه بخصوص برخى از اشعارش، حاکى است که مورد طعن و ایذاء و جرح لسان امثال گروه یاد شده قرار گرفته است؛ چنانکه ابن ابى اصیبعه در کتاب عیون الانباء فى طبقات الاطباء. «۲» این ابیات را از شیخ نقل کرده است:

عجبا لقوم یحسدون فضائلى‏

 

ما بین غیّابى الى عذّالى‏

عتبوا على فضلى و ذمّوا حکمتى‏

 

و استوحشوا من نقصهم و کمالى‏

انّى و کیدهم و ما عتبوا به‏

 

کالطود یحقر نطحه الأوعال‏

و اذا الفتى عرف الرشاد لنفسه‏

 

هانت علیه ملامه الجهال‏

ترجمه: عجب از گروهى که بدخواه فضایل من‏اند، مرا عیب و نکوهش مى‏کنند.

بر فضل من خشم مى‏گیرند و حکمت مرا مذمت مى‏کنند، از نقص خود در وحشت‏اند و از کمال من.

همانا که مثل من در برابر بدسگالى و خشم آنان مثل آن کوه بزرگى است که شاخ زدن بزهاى کوهى را به خود ناچیز مى‏شمارد.

هرگاه جوانمرد نیکوخوى رشاد خویش را شناخت، سرزنش نادان بر وى سبک مى‏شود.

انسان و قرآن _ حضرت علامه حسن زاده آملی

 

پاورقی

(۱)- شرح اسماء بند ۴۲ یا من فى المیزان قضائه، ص ۱۵۷، ط ۱٫

(۲)- ج ۲، ص ۲۲، ط بیروت.

همچنین ببینید

طب در بیان حضرت علامه حسن زاده آملی

   علم پزشکی از بین رفته بود، بقراط آن را یافت. مرده بود، جالینوس زنده …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *